تبلیغات
اخبار

پاسخ تند محمد مطهری به حسین شریعتمداری

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 25 خرداد 1393-10:52 ب.ظ

حجت‌الاسلام محمد مطهری - فرزند استاد شهید مرتضی مطهری - به مطلب درج شده در روزنامه کیهان با عنوان «دعوت از آمریکایی همجنس باز برای تبیین اندیشه شهید مطهری!» پاسخ داد.

به گزارش ایسنا، وی استفاده از واژه «همجنس‌باز» برای «پروفسور کلی جیمز کلارک» را عنوانی شرم‌آور خوانده و ضمن انتقاد شدید از درج این مطلب، آورده است: برای من قابل درک نیست که چرا کیهان تا کسانی را جاسوس و همجنس‌باز و مزدور و ساده‌لوح و ... ننامد روزش شب نمی‌شود.

مطهری در بخش دیگری از این جوابیه خطاب به حسین شریعتمداری آورده است: نه منکر برخی خدمات کیهان در برخورد با دشمنان انقلاب هستم و نه نافی زحماتی که برای این انقلاب و نظام متحمل شده‌اید. مانند شما خطر فرهنگی جدی و جدیدی برای انقلاب احساس می‌کنم و نیز می‌دانم نگران نفوذ اندیشه‌های غربی هستید.

اما بدون مبالغه و با توجه کامل به پاسخگویی در محضر الهی، عمیقا اعتقاد دارم که در دو دهه اخیر در میان غیراندیشمندان، هیچکس مانند جنابعالی به سبب برخوردهای غیرمنصفانه و غیرعلمی و مملو از تمسخر و افترا و اتهام با دگراندیشان و نواندیشان، در گسترش افکار سکولاریستی و روشنفکرمآبانه غربی در میان جوانان ایرانی و حتی مسأله‌دار کردن آنان با نظام، مؤثر نبوده است؛ برخوردهایی که برخلاف رهنمودهای رهبر بزرگوار انقلاب همواره «دفع حداکثری» و پشت کردن به «مجادله احسن» سرلوحه آن بوده است.

متن کامل این جوابیه که به گفته محمد مطهری، "روزنامه کیهان در مخالفت صریح با قانون مطبوعات از انتشار آن استنکاف ورزیده"، آمده است:

«جناب آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان،

با عرض سلام، در ستون اخبار ویژه مورخه سه شنبه ۲۰ خرداد ماه ۹۳، خبری تحت عنوان «دعوت از آمریکایی همجنس باز برای تبیین اندیشه شهید مطهری!» آمده بود. نکات دهگانه ذیل که دو برابر حجم متن حضرتعالی است برای آگاهی خوانندگان شما تقدیم می گردد:

۱. فرد مورد اشاره که نخواسته‌اید در عنوان شرم آور خود حتی نام استاد یا فیلسوف به او بدهید، پروفسور کلی جیمز کلارک فیلسوف خداباور مسیحی و از مقابله‌کنندگان معروف با الحاد در غرب است که کتاب او تحت عنوان «بازگشت به عقل» دو بار به فارسی ترجمه شده، و برای اثبات این ادعا که خداباوری به میان فیلسوفان معاصر غربی بازگشته نیز کتاب نوشته است. وی صریحا در آثارش همجنس بازی را عملی «غیراخلاقی»، «خلاف تعالیم مسیح» و «خلاف طبیعت انسانی» می-داند و در جریان سفر اخیر، در سخنرانی خود در دانشگاه ادیان و مذاهب قم نیز به صراحت علیه همجنس‌بازی موضع گرفت.

کلارک از مخالفان جدی داکینز مشهورتربن ملحد جهان است و در ابتدای پاورپوینت خود در دانشگاه تربیت مدرس با کمک گرفتن از یک شخصیت کارتونی وی را به سخره گرفت. لطفا مستند این اتهام که شخص کلارک را در عنوان مطلب صریحا «همجنس باز» خوانده‌اید به روشنی بیان فرمایید. تنها احتمالی که در مورد منبع کیهان به ذهن می رسد شنود، دوربین مخفی یا چیزی از این قماش است. در این صورت نوار را بازبینی فرمایید. حتما تشابه چهره بوده است.

۲. جالب است که حتی در «متن» خبری که ذیل عنوان «دعوت از آمریکایی همجنس باز برای تبیین اندیشه شهید مطهری!» آورده اید، هرگز کلارک را «همجنس باز» نخوانده‌اید؛ یعنی متن خودتان هم تیتر شما را باور نکرده است! در متن، از او فقط با اتهام دروغ دیگری به عنوان «مدافع جدی همجنس بازی» یاد کرده‌اید که توضیح خواهم داد. نمی دانستیم «کم‌حافظگی»، در فاصله میان تیتر و متن هم می تواند خود را نشان دهد. بعید است «مدافع هم جنس‌بازی» و «همجنس‌باز» در قاموس کیهان به یک معنا باشد. در این صورت باید مثلا «مدافع قتلهای زنجیره ای» را با «قاتل زنجیره ای» یکی دانست که بعید است به آن ملتزم باشید. این تضاد میان تیتر و متن را روشن بفرمایید.

۳. این نگاه، یک سکه رایج در غرب است - و البته از نظر اسلامی نامقبول - که حقوق اقلیت ها با هر نوع اعتقاد و عملکرد، ولو همجنس بازی باشد، باید محترم شمرده و به رسمیت شناخته شود و اکثر متفکران غربی به شدت به آن اعتقاد دارند. کلارک نیز همجنس بازی را تقبیح می کند ولی معتقد است باید به حقوق آنان احترام گذاشت. اتفاقا او این امتیاز را با یک انگیزه دینی می‌دهد تا امتیازی بگیرد؛ یعنی اینجا کوتاه می آید تا در عوض، مسیحیانی که در جوامع مختلف غیرمسیحی در اقلیت هستند، به صرف اقلیت بودن، حقوقشان تضییع نشود. این نگاه - که البته نادرست است - به معنای دفاع مطلق از حقوق هر نوع اقلیتی، اعم از مسلمان و مسیحی و رنگین پوست و ملحد و شیطان پرست و همجنس باز و ... است نه دفاع ازعمل همجنس بازی، چه رسد به اینکه خود فرد را همجنس باز بدانیم! این مانند آن است که در ایران ما یک بانوی عفیف به هر دلیل بر حفظ حقوق زنان خیابانی تأکید کند و کیهان بلافاصله او را نه تنها «حامی خودفروشی» بلکه «فاحشه» بنامد. کلارک که حامی جدی حقوق اقلیتها به طور مطلق است، چندین بار در دفاع از حقوق مسلمانان در آمریکا، قلم زده و اهانت به قرآن را نیز تقبیح کرده است.

۴. قاطعانه و بی‌تأمل بر این باورید که محروم کردن کسی که به نوعی تفکر لیبرالی دارد از ورود به ایران و تماس با متفکران ایرانی، خدمت به اسلام و انقلاب است. مثالی می زنم. پروفسور جیمز رایمر از متفکران منونایت، بیش از ده سال متناوبا با مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) جلسات گفتگو داشت و با آیت‌الله مصباح یزدی دیدارهای صمیمانه‌ای داشته است.

پروفسور رایمر که دقیقا مثل کلارک، ضد همجنس بازی و در عین حال حامی حقوق آنان به عنوان یک اقلیت است در ابتدا، مانند اکثر متفکران در غرب و تحت تأثیر تبلیغات غربی، شدیدا از برگزاری جلسات با مسلمانان اکراه داشت. اما در این اواخر چنان شیفته تفکر شیعی شده بود که می‌گفت نمی دانم «منونایت شیعه» هستم و یا «شیعه منونایت». حتی در گفتگوهای خصوصی درباره شرایط شیعه شدن پرسش می کرد. در این تکاپو بود که به بیماری سرطان از دنیا رفت. این که دشمنان واقعیِ ایران اسلامی از ورود متفکران خارجی به ایران نگرانی دارند یکی از دلایل اصلی‌اش همین است که نمی خواهند تصورها و تصویرهای مغرضانه ای که برای القای آن در اذهان فرهیختگان غربی، سالها زحمت کشیده اند تغییر یابد.

اتفاقا پروفسور کلارک قبل از آنکه توسط چند برادر مشهدی و کیهان مورد عنایت ویژه قرار گیرد، گفته بود اولین اقدام من پس از بازگشت به آمریکا، انتشار مقاله‌ای درباب تصورات غلطی است که در ذهن ما از ایران و متفکران ایرانی وجود دارد.

۵. نوشته‌اید: «کدام نکته غامض و گفته نشده در اندیشه شهید مطهری است که توسط کلارک حامی رژیم صهیونیستی و مدافع همجنس‌بازان کشف و حل شد!؟». کاملا پیداست که تفاوت میان یک همایش بین المللی درباره «اندیشه های یک متفکر اسلامی» با یک همایش بین المللی درباره موضوعاتی مثل «ارولوژی» و «نانوتکنولوژی» برای جنابعالی روشن نیست. در همایش نوع دوم است که از مهمان غربی انتظار دارند که آخرین دستاورد های علمی در موضوع مورد نظر را تبیین کند، اما در همایش بین المللی شخصیتی تقریبا ناشناخته در غرب مثل شهید مطهری، مهمترین هدف آن است که عمق اندیشۀ او به غربیها معرفی گردد وبه تبع آن مبانی تفکر غربی به چالش کشیده شود تا آن متفکر اسلامی در بالاترین سطح آکادمیک جهان مطرح شود. بنا براین، هدف آشنا ساختن اندیشمندان جهانی با آن متفکر است و کسی انتظار ندارد یک فیلسوف خارجی با خواندن چند کتاب ترجمه شده، «امری غامض و گفته نشده» از آثار استاد را برای کسانی که بیست یا سی سال در آثار او کار کرده اند «تبیین» کند. به همین منظور ماهها پیش از همایش، ترجمه چند اثر استاد از جمله کتاب علل گرایش به مادیگری برای فیلسوفانی مثل چارلز تالیا فرو و جیمز کلارک ارسال شد. جالب اینکه کلارک بدیع ترین نکته استاد در آن کتاب را مطلع مقاله خود قرار داد.

۶. یکی از ایرادات جنابعالی به حضور کلارک این است که معتقد است دین نقشی در حاکمیت ندارد و به «دین رحمانی» معتقد است و «قانون ارث» را قبول ندارد. نمی‌دانم این را از باب رفع خستگی نوشته‌اید یا مقصود جدی داشته اید. اگر فرض دوم صحیح باشد پس لطفا به وزارت خارجه پیشنهاد بفرمایید که در فرم ویزاهایی که برای متفکران خارجی داده می شود چند عبارت را با جای تیک مشخص کنند تا آنان قبل از سفر به ایران درباره حاکمیت دین در جامعه، اعتقاد به دین رحمانی، قانون ارث، مسأله قصاص، قطع دست سارق، تفاوت ارث زن و مرد و ... نظر خود را اعلام نمایند که از همان ابتدا صدور ویزای آنان منتفی گردد تا پس از ورود، با تهمت همجنس بازی و جاسوسی بدرقه نشوند.

۷. آقای کلارک در یک میزگرد با موضوع «عقل و دین» در جریان همایش بین المللی اندیشه های فلسفی شهید مطهری در قم شرکت کرد و پاسخ مناسب و کاملی هم گرفت. نمی دانم جنابعالی چه برداشتی از قدرت اسلام و متفکران اسلامی در مواجهه با چالش های غربی دارید که چنین از حضور یک متفکر غربی در ایران احساس هراس می کنید و اسلام را این قدر ذلیل و ترسو به نمایش می گذارید؟ وانگهی، فرض کنید جلوی حضور فیزیکی آنان را گرفتیم؛ آیا مطمئن هستید که در عصر اطلاعات که چندین هزار استاد و طلبه و دانشجوی ایرانی به طور همزمان و آنلاین می توانند پای صحبت یک متفکر غربی بنشینند، می توانید از رسیدن افکار آنان به ایران ممانعت کنید؟ این چه خطری است که مسئولان فهیم جامعة المصطفی العالمیه، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دانشگاه امام صادق(ع)و چندین مرکز معتبر دیگر که برگزارکنندگان دیگر برنامه‌های کلارک در تهران و مشهد بوده اند احساس نمی کنند و فقط کیهان، کیان اسلام را در خطر می بیند؟

۸. بسیاری از متفکران غربی که به ایران نیامده اند و بمباران تبلیغاتی غرب اجازه نمی دهد تصور درستی از ایران و تشیع داشته باشند فرق چندانی بین طالبان با به قول خودشان «آیت الله های ایران» قائل نیستند. بنابراین بهترین راه برای آن که زحمات رسانه های غربی بر باد نرود و تصور غلط فرهیختگان غربی در همسان دانستن علامه طباطبایی و محمد العریفی و امام خمینی و ایمن الظواهری دست نخورده باقی بماند، ترساندن آنان از ورود به ایران است.

جنابعالی که مدعی هستید از همه طرح های گذشته و حال و آینده صهیونیست ها آگاهی دارید بررسی بفرمایید آیا جلوگیری از مواجهه مستقیم متفکران خارجی با متفکران ایرانی از برنامه صهیونیست ها هست یا خیر؟ با شرمندگی عرض می کنم که به خیال خود از مرز های دین پاسداری می‌کنید اما نمی دانید که در مسیر حفظ کردن تصور منفیِ متفکران غربی درباره تشیع و ایران اسلامی، ناآگاهانه به شکل خدمتگزاری مؤثر به دشمنان درآمده اید که نمونه آن برخوردی است که با مهمان همایش شهید مطهری کردید.

خوشحال باشید که خبر اتهام همجنس بازی شما، به خود وی و روزنامه های خارجی نیز رسیده است و نام کیهان، در عرصه بین الملل مطرح شده است! فقط امیدواریم کلارک از عنوانی که در روزنامه کیهان یدک می کشید مطلع نشده باشد.

۹. برای من قابل درک نیست که چرا کیهان تا کسانی را جاسوس و همجنس باز و مزدور و ساده‌لوح و .. ننامد روزش شب نمی شود. در این راستا! توجه جنابعالی را به مصاحبه «اختصاصی» کیهان مورخه ۲۹ آذر ۹۱ با تیری میسان (Thierry Meyssan) روزنامه نگار فرانسوی در جریان سفر به ایران جلب می‌کنم.

وی که به دلیل مواضع ضد آمریکایی‌اش شدیدا مورد اقبال کیهان و برخی رسانه‌های دیگر قرار گرفته بود رسما همجنس‌باز است و در مصاحبه با مجله اختصاصی همجنس بازان تصریح می کند که جنس مخالف هیچ جاذبه ای برای او ندارد. بد نیست برادران آن تشکل دانشجویی در مشهد که برای تصفیه حساب با جهاد دانشگاهی، این غائله را با ادعای پوچ حمایت کلارک از همجنس بازی به راه انداختند و نام شریف و عزیز مردان الهی و بی ادعای بسیجی را لکه دار کردند، آگاه باشند که شاخه همین تشکل دانشجویی در دانشگاه تهران برای همین آقای تیری میسان همجنس‌باز، در تاریخ ۲۱ آذر ۹۱ در دانشگاه تهران برنامه سخنرانی برگزار کرد. وی در رسانه ملی در برنامه زنده «راز» هم شرکت کرد!

به همین منوال، وقتی پروفسور جیانی واتیمو (Gianni Vattimo)، فیلسوف ایتالیایی ملحد و همجنس‌باز که به شرکت در راهپیمایی همجنس بازان مقید است، سخنران افتتاحیه همایش بین المللی روز جهانی فلسفه در ایران در سال ۱۳۸۹ بود، به دلایل معلوم! صد البته باید سکوت می‌شد.

۱۰. ظاهرا در پیشفرض کیهان هر انسان غربی که به سرزمین های اشغالی می رود برای دهن کجی به مسلمانان است، در حالی که سفر به آن سرزمین از نظر مسیحیان معتقد، از آن جهت که فضایی است که حضرت عیسی در آن زندگی کرده، یک سفر معنوی محسوب می شود.

بنابراین طبیعی است که یک متدین مسیحی به سرزمین های اشغالی رفته باشد. البته انصاف آنان متفاوت است. برخی معترض به رژیم صهیونیستی و برخی با آن همدل اند. حال فرض کنیم با بررسی پرونده یک فیلسوف غربی معلوم شود به اسرائیل دلبستگی شدید دارد. چنین شخصی معلوم است که سخت تحت تاثیر تبلیغات جهانی است و بنابراین مادامی که اهل بحث و گفتگوست دعوت از او برای یک همایش علمی و دیدار با متفکران ایرانی و دیدن واقعیت ها از نزدیک، در شرایط مساوی نسبت به مهمانان ضد صهیونیست اولویت دارد. بله، هر گاه برای مسئولان ذی‌صلاح مشخص شود که این فرد بحث علمی را پوششی برای فعالیتهای دیگر قرار داده است طبعا ویزا برای وی صادر نمی شود.

همان مصلحتی که اقتضا می کند برخی شریکان و حامیان رژیم صهیونیستی که بعضا دستشان به خون مسلمانان آغشته است با مقامات ایران دیدار کنند و در مقابل دوربین خبرنگاران لبخند بزنند - که امری درست و در جهت منافع نظام اسلامی است - به طریق اولی اقتضا می کند متفکران جهانی که بعضا دلبستگی به این رژیم غاصب دارند برای آگاه شدن از حقایق و تبادل اندیشه با متفکران ایرانی با رعایت جوانب لازم، اجازه حضور در محافل علمی ایران را داشته باشند.

جناب آقای شریعتمداری! نه منکر برخی خدمات کیهان در برخورد با دشمنان انقلاب هستم و نه نافی زحماتی که برای این انقلاب و نظام متحمل شده اید. مانند شما خطر فرهنگی جدی و جدیدی برای انقلاب احساس می کنم و نیز می دانم نگران نفوذ اندیشه‌های غربی هستید. اما بدون مبالغه و با توجه کامل به پاسخگویی در محضر الهی، عمیقا اعتقاد دارم که در دو دهه اخیر در میان غیراندیشمندان، هیچکس مانند جنابعالی به سبب برخوردهای غیرمنصفانه و غیرعلمی و مملو از تمسخر و افترا و اتهام با دگراندیشان و نواندیشان، در گسترش افکار سکولاریستی و روشنفکرمآبانه غربی در میان جوانان ایرانی و حتی مسأله دار کردن آنان با نظام، مؤثر نبوده است؛ برخوردهایی که برخلاف رهنمودهای رهبر بزرگوار انقلاب همواره «دفع حداکثری» و پشت کردن به «مجادله احسن» سرلوحه آن بوده است.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هاشمی رفسنجانی: مدیران سابق به قیمت به خطر انداختن جان مردم ادعای خودکفایی بنزین می کردند

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 25 خرداد 1393-08:25 ب.ظ

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، آلودگی محیط زیست و آب را گناهی بزرگ خواند و گفت: هیچ‌کس حق ندارد به بهانه‌های واهی و سیاسی، حق حیات مردم و مخلوقات را در خطر اندازد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در آستانه هفته محیط زیست در دیدار کمیته محیط زیست مجمع و معاونان، مسؤولان و مدیران این سازمان، حفظ محیط زیست را برای جهان، منطقه و کشور بسیار مهم دانست و گفت: هشدارهای طبیعی، مردم و مسؤولان را بیدار کرد تا نگذارند محیط زیست ما بیش از این به خاطر سؤمدیریت‌ها به سوی نابودی برود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام «تولید بنزین از پتروشیمی» را شاهکار سیاسی مدیران سابق خواند و گفت: به قیمت به خطر انداختن سلامتی مردم، ادعای خودکفایی در بنزین می‌کردند.

وی تدوین سیاست های کلی مربوط به محیط زیست را دغدغه مسؤولان عالی رتبه نظام دانست وگفت: متأسفانه دولت سابق به سیاست‌ها، برنامه‌ها و قوانین توجهی نمی‌کرد و اجرای ۲۳ درصدی برنامه چهارم توسعه کشور نشان می‌دهد که اگر هیچ دولتی هم نبود، کشور در حرکت طبیعی به این مقدار می‌رسید.

هاشمی رفسنجانی پالایش در طبیعت را قدرت خداوند خواند و گفت: اگر بشر به دلایل مختلف، طبیعت را زخمی نکند، حکمت الهی بر حفظ توازن آن است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به آیات متعدد قرآن درباره خاک و زمین گفت: تعبیر «طهور» در روایات برای زمین بسیار معنادار است.

به گزارش ایسنا، وی هشدار خداوند در آیه «ظهر الفساد و فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا» را بسیار جدی دانست و گفت: بعضی از تفاسیر، آلوده کردن محیط زیست در دریا و خشکی را مصداق فسادی می¬دانند که خداوند می¬فرماید به سبب اعمال مردم فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشانند.
وی مصرف ۸۵ درصدی آب برای کشاورزی را مهم خواند و گفت: مدیریت و حاکمیت باید با دانش‌های نوین، استفاده بهینه از آب را در اولویت قرار دهند که نیاز اقتصادی و اجتماعی امروز و آینده کشور است.

هاشمی رفسنجانی با بیان ویژگی‌های آبی و خاکی ایران، گفت: مهار آب‌هایی که از طریق مرزها به خارج می‌روند و استحصال از حقابه‌های رودخانه‌های مرزی می‌تواند نیازهای کشور را در نقاط مرزی تأمین نماید که هم بهترین زمین‌ها را و هم سخت‌کوش ترین مردم را دارد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به طرح‌های دولت سازندگی برای مهار آب‌ها که نقش اساسی در حفظ محیط زیست دارند، گفت: یکی از آن طرح‌ها آبخوانداری‌ها بود که علاوه بر ذخیره آب‌ها در زمین‌ها، موجب سرسبزی محیط اطراف آن می‌شود که طرح آبخواندار فسا و نرماشیر دو نمونه است که روستاهای پایین دست آنها مهاجرت معکوس پیدا کرده بودند.

وی استفاده از دانش روز، استعداد نیروهای متخصص و اشتیاق مردم را سرمایه کشور جهت تقویت عوامل تثبیت طبیعت و محیط زیست دانست وگفت: شایسته ایران نیست که دریاچه ارومیه، هامون و زاینده‌رود که در ادبیات و فرهنگ ما نماد سرزندگی بود، خشک شوند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هفته محیط زیست را به مردم و کسانی که شغلشان حفظ محیط زیست در رشته¬های مختلف است، تبریک گفت.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دل‌آرامان دیروز چرا دلنگران شده‌اند؟

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 21 خرداد 1393-03:02 ب.ظ

مراسمی در مدرسه فیضیه تحت عنوان «دلنگرانیم» از سوی جمعی که معمولا محافل بصیرت را در قم راه انداخته و تحکیم کننده جریان احمدی‌نژاد در قم بودند برگزار شد. برگزار کنندگان با به چالش کشاندن مواضع فرهنگی دولت یازدهم نسبت به روند عملکرد این دولت ابراز نگرانی کردند.
نگرانی از عملکرد دولت در بخش فرهنگی در سالهای پس از انقلاب همواره دغدغه دلسوزان نظام به ویژه مراجع و روحانیت روشن ضمیر بوده است. در طول این سالها هشدارها و بیانات بشیر و نذیر آنان همیشه راهگشا بوده است.
البته رفتار دولتها با این انذارها متفاوت بوده است؛ برخی آن را مورد توجه قرار دادند، برخی کم توجهی کرده و برخی بی توجهی و بعضی هم عناد ورزی کردند. در این زمینه آنچه برای مردم مهم است و باعث می‌شود که سره را از ناسره تشخیص دهند رفتار صادقانه و از روی خیرخواهی و انجام رسالت الهی منتقدان و انذار دهندگان است. مردم وقتی مشاهده می‌کنند مراجع مهم تقلید و شخصیتهایی مثل حضرات آیات جوادی آملی، امینی، استادی، غروی، مظاهری و فاضل وقتی کم کاری یا بی‌مبالاتی و ناهنجاری فرهنگی از هر دولتی ببینند واکنش یکسان دارند و حب و بغض جناحی و انگیزه‌های دیگر در انتقادها ندارند باورو اعتماد آنها نسبت به این شخصیتها دو چندان می‌شود.

ولی امروز صداقت عملکرد جریان جبهه پایداری و فعالان مؤسسه امام خمینی به عنوان راهبر یک جریان خاص در قم که مخاطب این نوشتار است زیر سؤال است.
مگر می‌شود در یک موضع واحد انسان منصف و عادلی مواضع متضاد و متفاوتی داشته باشد؟ در دولت آقای احمدی نژاد چه شده بود که شما کاملا دل آرام شده بودید؟ و امروز چه اتفاقی بدتر از دیروز افتاده است که نه تنها دلنگران شده‌اید بلکه به کوچه‌ و خیابان ریخته‌اید و فریاد وا فرهنگا و وا اسلاما سر می‌دهید؟

وقتی که آقای کلهر ـ مشاور گیس بلند احمدی نژاد ـ در همان انتخابات سال ۸۴ پرده از مواضع فرهنگ لیبرالی احمدی‌نژاد برداشت و در مصاحبه با روزنامه شرق گفت: مطالبی که گفتم تماما مو به مو مواضع فرهنگی احمدی نژاد است چشم روی هم گذاشتید و گفتند انشاءا... گربه است!

این همه مراجع تقلید و علما و دلسوزان از مواضع و رفتار فرهنگی دولت احمد نژاد ابراز نگرانی کردند شما چه کردید؟ شما بازهم در مدرسه فیضیه به دنبال سخنان علما و مراجع میتینگ برپا می‌کردید؟ و یا درب تک تک مراجع و علما رفتید و شعار بصیرت بصیرت سرداده و آنها را به سکوت فرا خواندید؟تصور می‌کنید مردم قم رفتار شما را در مقابل بیوت مراجع و شخصیتهایی همانند آیت‌ا... العظمی جوادی آملی، آیت‌ا... امینی و آیت‌ا... استادی از یاد خواهند برد؟

اگر دولت خاتمی شعار تسامح و تساهل را سرداد و قانون حجاب را مصوب کرد، دولت احمدی نژاد سیاست تسامح و تساهل را در امور فرهنگی اجرا کرد و حتی با صراحت مانع اجرای قانون حجاب و عفاف شد. انصاف و عدالت پیشگی اقتضا می‌کرد رفتار شما در قبال دولت خاتمی و احمدی نژاد حداقل یکسان باشد. ولی برگردید ببینید چه کرده‌اید؟ و امروز چه می‌کنید؟ این همه تناقض را در رفتار و مواضع چگونه می‌شود توجیه کرد؟!

نمی‌دانیم آقای احمدی نژاد با شمایان چه کرده بود؟ چه وردی خوانده بود که اینقدر دل آرام و مطمئن بودید؟ اگر قضایایی مثل قهر ۱۱ روزه هم پیش آمد کمی از بابت «نمی‌دانم چی» نگران می شدید به قول آقای حسینیان می‌رفتید منزل احمدی نژاد و ۷ ساعت لنگر می‌انداختید تا نگرانیتان برطرف شود، یا مثل آقا تهرانی به دیدار احمدی نژاد می‌رفتید و بعد می‌آمدید بیرون آرام و با طمأنینه می‌گفتید: احمدی نژاد هم حرفهایی برای گفتن دارد!!

احمدی نژاد در این کشور بحث وحدت ادیان و مکتب ایرانی را مطرح کرد، بیداری انسانی را مقابل دیدگاه مقام معظم رهبری عنوان نمود، ولی سکوت عمومی شما را فرا گرفته بود.چرا؟

در همین شهر قم در دوره احمدی نژاد کتابهایی مثل «شرف النبی» که خون شیعه را آن هم به نقل از مولی‌الموحدین مباح دانسته شده بود منتشر شد که اگر در دوره خاتمی یا امروز بود خاک ارشاد قم به توبره می شد ولی شما گفتید رسایی از خودمان است و هیچ نگفتید و قس علیهذا... محفلی در باجک مروج مکتب ایرانی و تفکرات مشایی بود آقازاده‌های شما فعالان این محفل بودند، اگر مؤید نبودید، سکوت کردید، چرا؟اگر کسی بخواهد همه رفتار متناقض شما در این دوران را بیان کند سر از نا کجا آباد درمی آورد .یک ذره بخود بیایید چرا چنین شده اید؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

الجریده کویت: اوباما به تهران سفر می کند

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 21 خرداد 1393-03:00 ب.ظ

ک رسانه کویتی به نقل از یک منبع آمریکایی مدعی سفر رئیس جمهوری آمریکا به ایران در اواسط سال آینده میلادی شد.
به گزارش مهر، روزنامه الجریده کویت به نقل از آنچه منبع دیپلماتیک آمریکایی خواند، مدعی سفر باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا به تهران در نیمه دوم سال آینده میلادی شد. این منبع ادعا کرد: تمایل مشترکی در این باره وجود دارد، اما جزئیات آن هنوز مشخص نیست و اوباما منتظر دعوت رسمی حسن روحانی رئیس جمهوری ایران است تا سیاست جدید خود در منطقه بر اساس اصل عدم دخالت نظامی و توازن را پیاده کند.

این منبع آمریکایی مدعی شد: باراک اوباما می خواهد که اولین رئیس جمهوری آمریکایی باشد که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به این کشور سفر می کند تا خود را حامی صلح و گفتگو حتی با کسانی که شعار مرگ بر آمریکا سر می دهند نشان دهد.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بی بی سی: کشیش آمریکایی حامل پیام روحانی به اوباماست

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 21 خرداد 1393-02:56 ب.ظ

کشیش آمریکایی که به تهران سفر کرده بود در مصاحبه با بی بی سی مدعی شد که حامل پیام خصوصی حسن روحانی رئیس جمهوری ایران برای باراک اوباما است.
شبکه بی بی سی مدعی شد یک کشیش بانفوذ آمریکایی که به تهران سفر کرده است، حامل پیام حسن روحانی رئیس جمهوری ایران برای باراک اوباما است.
هانتر درباره تجربه سفر به ایران گفت: این اولین سفر به ایران بود و خیلی عالی بود. مهمان نوازی ایرانیها و جاهای دیدنی، همه چیز جذاب و لذت بخش بود.

وی افزود: ما تهران، قم و اصفهان را دیدیم. از طرف تعدادی از روحانیون به این سفر دعوت شدیم تا به گفت‌وگو و مذاکره بنشینیم. هدف این سفر کاهش و مقابله با افراطی گری و خشونت دینی بود.
وی در واکنش به این سوال که وزارت خارجه آمریکا گفته بود سفر شما شخصی بوده و از طرف دولت نبوده است نیز گفت: این نوع مذاکرات برای روابط میان ۲ کشور هم مفید هستند چرا که خطی از ارتباط را بین رهبران مذهبی ایجاد می‌کنند که بین رهبران سیاسی نمی‌تواند برقرار شود. همچنین می‌تواند به اعتماد سازی میان دولتهای ۲ کشور نیز کمک کند.

وی همچنین گفت که حسن روحانی رئیس جمهوری ایران یک پیام خصوصی و شخصی به من داد که به آقای باراک اوباما برسانم.

مری هارف»، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا پیش از این در ارتباط با سفر هیأتی از کشیش‌های کاتولیک آمریکایی به ایران در ماه مارس گفته بود: «ما آگاه شدیم که هیأت کوچکی از اسقف‌های کاتولیک آمریکا در ماه مارس به ایران سفر کردند. این سفر و مقدمات آن کاملاً مستقل از دولت آمریکا صورت گرفته است.»
وی ادامه داد: ما از ابتکارعمل‌های مستقل شخصیت‌های مذهبی مختلف آمریکا برای تقویت گفت‌وگوی ادیان با علمای دینی ایران مطلع هستیم. ما این تلاش‌ها برای ترویج اعتقادات دینی و آزادی مذاهب که به طور قطع یکی از اولویت‌های سیاست خارجی وزارت خارجه آمریکا است، تحسین می‌کنیم.

هارف همچنین تأکید کرد که گفت‌وگوی این کشیش‌های آمریکایی درباره مسائل دینی بوده است و ارتباطی به گفت‌وگوهای هسته‌ای نداشته است.
«جوئل هانتر»، مشاور امور دینی «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا، اخیراً حدود یک هفته به ایران سفر و با برخی مقامات و علمای دینی ایران دیدار کرد.
«هانتر» تصریح کرده بود که در صدد است گزارشی از سفر به ایران که شامل سفر به شهر مقدس قم نیز می‌باشد، به اوباما ارائه کند.

منبع: خبرگزاری فارس


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روزی نیست که فسادهای مالی دولت پیشین برملا نشود

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 21 خرداد 1393-02:47 ب.ظ

نشریه فرانسوی لاکروا نوشت: تغییر رئیس جمهوری در ایران، امید به دستیابی به یک زندگی بهتر را به وجود آورده است.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، علیرغم دشواری‌های اقتصادی، جو خوبی در ایران حاکم شده و امید در مردم ایجاده شده است.
یک ایرانی به خبرنگار این روزنامه می گوید: هنگامی که رئیس جمهوری و دولتش ایرانیان را مخاطب قرار می دهند، زبانی احترام آمیز، واقع گرایانه و به دور از پوپولیسم احمدی نژاد و مقامات دولت پیشین به کار می بندند.

اما اوضاع اقتصادی بسیار دشوار است و روحانی می بایست پیش از به هوش آوردن بیمار، وضع او را ثابت نگهدارد.
در همین حال، پیش بینی های سال ۲۰۱۳ حکایت از تثبیت فعالیت‌های اقتصادی دارند و به گفته کارشناسان اقتصادی می‌بایست در انتظار یک یا ۲ درصد رشد در سال ۲۰۱۴ برای کشور بود؛ درصدی که برای ایران با پتانسیلی که در اختیار دارد ناچیز است.

نبایست فراموش کرد که خزانه دولت خالی است و از این رو به هنگام سال نو، دولت از مردم خواست که یارانه ۴۵ هزار تومانی برای هر نفر را درخواست نکنند که این چنین نشد و ۹۵ درصد آن را درخواست کردند.
در ادامه گزارش این نشریه فرانسوی آمده است: این نیز درست است که روحانی تاوان مدیریت فاجعه بار رئیس جمهوری پیشین را می دهد و روزی نیست که یک ماجرای تازه فساد مالی مربوط به دولت پیشین برملا نشود. بنابراین، روحانی خواستار رسیدگی به حساب گذشته و تهیه فهرستی ازآنها شده است.

مشکل دیگر، تورم و گرانی زندگی است .گرچه تورم از ۴۰ به ۲۰ درصد، به کمک ارزیابی دوباره پول ایرانی کاهش یافته است، اما حذف سوبسیدهای دولتی از کالاهای پایه ای مصرفی، بنزین و انرژی، می تواند بالا رفتن شدید قیمت ها را به دنبال داشته باشد و به خانواده های فقیر لطمه وارد کند.
با وجود تداوم میزان بیکاری موجود، مردم هنوز از این محافظه کار خوش‌رو دلزده نشده اند. اما او برای پیروزی به لغو تحریم های غرب برای کشورش نیاز دارد.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این تصاویر را جناب آقای سید احمد خاتمی ملاحظه فرمایند!

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-09:16 ق.ظ

وبلاگ > حدادی، محسن - گاهی اوقات عذرخواهی و یا گفتن اینکه از این دولت خوشمان نمی آید، بهتر است از توجیه اظهاراتی که سندی برای عنوان کردنش نداریم؛ به نظر می رسد این به تقوا نزدیک تر باشد!

حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در پاسخ به سوال درست وزیر ارشاد درباره فضاسازی های بی مبنا علیه دولت روحانی گفته است: «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با من تماس گرفت و گفت که کجا کنسرت برگزار شده است که شما در خطبه‌های نماز جمعه تهران به آن پرداخته‌اید؟ و من پاسخ دادم آیا در این کنسرت‌هایی که برگزار می‌شود زن‌های محجبه، هیأتی‌ها و یا سینه‌زنان حضور دارند؟ پیداست که در هر کنسرتی که وجود دارد، زنان بزک کرده همراه با آرایش و پسران همانند آن موج می‌زنند. وزیر ارشاد گفتند که به هرحال جامعه ما این است و من پاسخ دادم که ما حق نداریم بیت‌المال را خرج اینگونه مجلس گناه کنیم. بنده کاری به موسیقی و این چیزها ندارم بلکه می‌گویم امکانات را باید در اختیار ترویج دین و ارزش‌ها قرار دهیم.»

جناب آقای خاتمی! این تصاویر در دولت مورد علاقه شما که بیت المال را در اختیار ترویج دین قرار می داد، در خبرگزاری های رسمی کشور منتشر شده است؛ منتشر نشده ها بماند!
نکته اینجاست در سالهای گذشته کنسرت برگزار نمی شده که شما از تریبون نماز جمعه به آن انتقاد کنید یا بولتن دوستان به دست شما نمی رسیده است؟

این تصاویر از بین هزاران تصاویر جشنواره های موسیقی فجر و یک کنسرت دیگر در سالهای ۹۰ و ۹۱ و اردیبهشت ۹۲ است(دولت دکتر احمدی نژاد). معلوم نیست آن روزها چرا بیت المال زیاد مهم نبوده است و حالا یکدفعه اینقدر مهم شده است!

این تصاویر را جناب آقای سید احمد خاتمی ملاحظه فرمایند!


این تصاویر را جناب آقای سید احمد خاتمی ملاحظه فرمایند!


این تصاویر را جناب آقای سید احمد خاتمی ملاحظه فرمایند!


این تصاویر را جناب آقای سید احمد خاتمی ملاحظه فرمایند!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خودروها را از احمدی‌نژاد نگیرید

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-09:09 ق.ظ

مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: از این خبر که محمود احمدی نژاد و همکاران او از بازپس دادن ده ها دستگاه خودرو متعلق به نهاد ریاست جمهوری یا دستگاه های زیر مجموعه آن خودداری کرده اند بار دیگر این نتیجه حاصل می شود که برای تصدی مسؤولیت های کلان به مناعت و استغنایی نیاز است که از تظاهرات عادی و صوری، ضروری تر است.

مشکل احمدی نژاد و یاران او در اصرار بر نگاه داشتن پاره ای امکانات دولتی که ابتدا با اقامت در ساختمان لادن خیابان شیخ بهایی خود را نشان داد و اکنون با پس ندادن خودروهای دولتی جلوه کرده ، در این است که اینان در جامعه جایگاهی نداشتند تا به همان موقعیت بازگردند و بدون امکانات دولتی و پولی که به دست آورده اند احساس خوبی ندارند!

یک روحانی به درس و بحث و حوزه بازمی گردد، مانند آیت الله موسوی اردبیلی، صانعی، محمد یزدی و دیگران. یک استاد دانشگاه به درس و تدریس و محیط دانشگاهی مثل محمد علی نجفی پس از وزارت آموزش و پرورش و دیگرانی که بعد از دولت اصلاحات ،کار قبلی را از سر گرفتند یا ادامه دادند.یک پزشک به مطب خود باز می گردد. مانند دکتر وحید دستگردی یا دکتر فاضل. یا شخص به چنان جایگاهی دست یافته که مجال بازگشت به مرتبه قبلی نیست و در جامعه حیطه جدیدی برای او تعریف می شود مانند سید محمد خاتمی.

محمود احمدی نژد اما هیچ یک از اینها نبود که همه زندگی اش را در علم و دانشگاه بگذارد و تازه همه حساس می شوند ببینند چه در چنته دارد؟

حال آن که دکتر حداد عادل در زمان ریاست مجلس نیز تدریس کانت در دانشکده ادبیات را فرو نگذاشت. یا شهردار قالیباف، خلبانی و تدریس جغرافیای سیاسی را ترک نکرده است.
جالب این که زود مشخص شد منظور او از بازگشت به دانشگاه، خصوصاً همان دانشگاهی نبود که به آن می بالید و به واسطه آن خود را دانشگاهی می خواند که دانشگاهی بر روی کاغذ بود که با استفاده از جایگاه ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی و بدون طی سلسله مراتب و مراحل برای خود مجوز گرفته بود و اکنون البته در محاق است.

یک استاد دانشگاه پس از مسوولیت دولتی تدریس را از سر می گیرد و روحانی نیز تبلیغ را. تاجر به کسب و کارخود باز می گردد و نظامی هم به محل خدمت. احمدی نژاد اما نمی دانست به کجا بازگردد. به شرکت آتی ساز که کار دولتی را در آن شروع کرده بود؟ به دانشگاه علم وصنعت که با حمایت حمید بهبهانی جایی در آن پیدا کرده بود اما اکنون کار در آن مستلزم اطلاعاتی است که اگر هم می داشت طی ۸ سال به روز نشده است؟ به جمعیت ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین که عضو شورای مرکزی آنها بود اما عملا کنار گذاشته شد؟ به کجا باید برمی گشت؟

اصول گرایان البته با پایان یک دولت از این نهاد به آن نهاد می روند. هیچ جا نباشد صدا و سیما هست. علی کردان در خاطرات خود گفته بود پس از دوم خرداد ۷۶ نزدیک به چهار هزار نفر از نیروهای همسو را به این سازمان آورد و جایی مشغول کرد. احمدی نژاد اما از این دایره هم بیرون زده بود.

اما مگر آیا همه باید سمت و منصب داشته باشند و آیا احمدی نژاد نمی تواند در گوشه ای از این سرزمین زندگی کند مثل همه مردم دیگر؟ مگر در روز آخر و در گزارش تلویزیونی ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ نگفت: «حاضر است جوی خیابان ها را تمیز کند» ؟ چرا حالا به کمتر از دانشگاه خصوصی و اتومبیل خاص و منطقه ولنجک در گران ترین نقطه تهران رضایت نمی دهد؟

مشکل اما در او نیست. مشکل متوجه اصول گرایانی است که او را دچار این احساس کاذب کرده اند تا نتواند خودش باشد. این وضعیت را بازیگران سریال های تاریخی هم پیدا می کنند. چندان که خروج آنان از آن نقش سال ها زمان می برد.

می گویند آنتونی کویین هم با همه حرفه ای گری در نقش حمزه عموی پیامبر گرامی ما فرو رفته بود و آن هیات و هیبت را دوست می داشت و تا مدتی ظاهر خود را تغییر نمی داد. در ایران یادمان هست که داریوش ارجمند با نقش مالک اشتر زندگی می کرد و چهره ظاهری او تغییر کرده بود. یا فریبرزعرب نیا که پس از ۵ سال بازی در نقش مختار تقفی روحیه دیگری پیدا کرده بود که در قالب عصیان در مقابل کارگردان فیلم «چ» خود را نشان داد.
احمدی نژاد به بازیگری می ماند که هر چه به او می گویند دوربین ها خاموش شده و از حس بیرون بیا، نمی آید! او عنوان «رییس جمهور سابق» را نیز یک منصب می داند.

رفتار او در پس ندادن خودروهای دولتی را می توان با کاری که مهندس بازرگان در روز ۱۴ آبان ۱۳۵۸ودر فردای استعفا از نخست وزیری انجام داد مقایسه کنیم. به دفتر نخست وزیری رفت و وسایل شخصی را برداشت و چکی را تحویل حسابداری داد. از او پرسیدند: بابت چه ؟ پاسخ داد: بابت ناهارهای غیر مرتبط با کار نخست وزیری. چون در ایام نخست وزیری با برخی از دوستان سابق در دفتر نخست وزیر ناهار خورده بود در حالی که جلسه کاری و اداری نبوده و به روابط شخصی مربوط بوده است. این یک ادعا نیست. در اسناد نخست وزیری ثبت شده و شاهدان متعدد دارد. امروز اما باید آدم بفرستند و بگویند: آقاجان! ماشین ها را پس بده!

روزی که دکتر ایرج فاضل وزیر بهداشت دولت سازندگی را مجلس وقت استیضاح کرد و مجلس به استیضاح او رای مثبت داد و در نتیجه از وزارت افتاد صمیمانه تشکر کرد. او گفت: من به امر آقای هاشمی آمده بودم و در این مدت از کار جراحی و لذت و درآمد آن نیز محروم شده بودم و فرصت کمتری برای کار علمی و عملی داشتم . شما به من لطف و خدمت کردید. او مجامله نمی کرد. مثال ملموس و امروز آن وزیر کنونی بهداشت است که اگر همه وقت خود را صرف تخصص خود کند درآمد و آسایش بیشتری دارد.

کسی را باید به منصبی گماشت که به آن وابسته نباشد و بدون آن نیز اعتبار و اشتهار داشته باشد. راز پاره ای فساد های مالی هم در این است که شخص پس از دوران صاحب منصبی نمی تواند به جای قبلی بازگردد چون جای ویژه ای نبوده و تخصص و مهارت و نفوذی هم ندارد. بنا براین درصدد جمع آوری ثروت و سرمایه برمی آید تا بتواند با این پول، نداشته های دیگر خود را جبران کند.
اگر دل احمدی نژاد به این اتومبیل ها خوش است بگذارید باشد.

او نه خاتمی است که پس از ریاست جمهوری و برای اختصاص دفتر کار، بیت امام برایش آغوش بگشاید و نه ناطق نوری که حوزه علمیه ای در لواسانات به راه اندازد. نه بازرگان است که پول ناهار با دوستان خود را به خزانه بازگرداند و نه قالیباف که خلبانی را رها نکند.

نمی خواهم بگویم که او هیچ کس نیست. او البته محمود احمدی نژاد است. کسی که ۷۰۰ میلیارد دلار ثروت ملت ایران را در اختیار داشت. اگر هم کوچک نبود اما می خواست همه ما را کوچک کند و دنیا برای او در همان ۱۰ نفر حواریون او خلاصه می شد. پس اگر با قطاری از اتومبیل های دولتی به بزرگی می رسد بگذار برسد. هر چه باشد بخشی از تاریخ ما و عمر ما با آرزوهای برآورده شده و نشده او گره خورده است.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()